أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
967
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 1 ) . مخفف « نشاسته » فارسى ، قس . سراپيون ، 401 ؛ ابن سينا ، 460 ؛ ميمون ، 261 . ( 2 ) . املون - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 101 . ( 3 ) . لبّاد حطثا ، قس . بر بهلول ، 93625 . ( 4 ) . كسوانكير ( ؟ ) . ( 5 ) . نسخهء فارسى سپس شيوهء تهيهء نشاسته را شرح مىدهد . ( 6 ) . حوارى يابس . 1053 . نضار 1 - نوعى گز [ نضار ] و نضر - زر است . نضار [ همچنين به معناى ] چوبى است كه از آن جام و ظرف تهيه مىكنند 2 . [ نضار ] در ميان صحرانشينان نام ظرف است . ابو عمرو مىگويد : نضار - اثل است و اين بهترين [ چوب ] براى [ تهيه ] ظرف است . منبر رسول الله ، صلى الله عليه * و سلم ، 4 از آن [ ساخته شده است ] . مىگويند ، نام [ نضار ] نسبت به اثل كه در كوهها مىرويد ، به كار مىرود . ( 1 ) . Tamarix articulata Vahl . مترادف T . orientalis Forsk . ؛ ميمون ، 9 ؛ عيسى ، 1772 . ( 2 ) . در نسخهء فارسى فقط دربارهء « زر » سخن رفته است . ( 3 ) . افزوده از روى لسان العرب ، V ، 214 . ( 4 ) . افزوده از روى نسخههاى ب و پ . 1054 . نطرون 1 - كربنات سديم اين « به ورق سرخ » است ، به سندى نطراوس 2 [ ناميده مىشود ] . * مىگويند كه اين به ورق سرخ است كه از قاين مىآورند 3 . ابن ماسويه در كتاب الجذام [ مىگويد ] كه اين « به ورق ارمنى » است . در تعاليق صهاربخت [ گفته مىشود ] كه [ نطرون ] به ورق سرخ است . مىگويند كه آن زردرنگ است . در كتاب ، الكيمياى ابو زيد البلخى [ گفته مىشود ] كه نطرون ، به ورق رومى است و آن در دو رنگ است ، [ يكى ] - سفيد و سبك كه در آن شباهتى با لانهء زنبور وجود دارد و « غوله » 4 ناميده مىشود ؛ ديگرى - زرد [ به صورت ] تكههايى صفحه مانند . ابن زكريا در الكتب الاثناعشر [ مىگويد ] كه [ نطرون ] به ورق نان به رنگ سرخ است . ( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ، V ، 95 ؛ كربنات سديم طبيعى - Na 2 CO 3 . 10 H 2 O را چنين مىنامند ؛